خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق و دردناک شاعر نسبت به معشوق است. او با تصاویر زیبا و استعارههای لطیف (مانند لعل لب، روی نورانی، شکر و قمر) از عشق و محبت خود میگوید، اما از بیتفاوتی و بیگانگی معشوق شکایت دارد. شاعر احساس میکند که سالها در راه عشق معشوق تلاش کرده، اما جز حسرت و ناامیدی به دست نیاورده است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم به بلوغ فکری نیاز دارند.
غزل ۲۵ - زهی با لعل میگونت شکر هیچ
زهی با لعل میگونت شکر هیچ
خهی با روی پر نورت قمر هیچ ۱
عزیزش کن به دندان گر بیفتد
ملاقاتی لبت را با شکر هیچ ۲
عرق بر عارض تو آب بر آب
حدیثم در دهانت هیچ در هیچ ۳
ز وصف آن دهان من در شگفتم
که مردم چون سخن گویند بر هیچ ۴
من از عشق تو افتاده بدین حال
نمیپرسی ز حال من خبر هیچ ۵
چنان بیگانه گشتهستی که گویی
ندیدهستی مرا بر رهگذر هیچ ۶
نشستم سالها بر خوان عشقت
بجز حسرت ندیدم ما حضر هیچ ۷
دلی از سیف فرغانی ببردی
چه آوردی تو ما را از سفر؟ هیچ! ۸
خهی با روی پر نورت قمر هیچ ۱
عزیزش کن به دندان گر بیفتد
ملاقاتی لبت را با شکر هیچ ۲
عرق بر عارض تو آب بر آب
حدیثم در دهانت هیچ در هیچ ۳
ز وصف آن دهان من در شگفتم
که مردم چون سخن گویند بر هیچ ۴
من از عشق تو افتاده بدین حال
نمیپرسی ز حال من خبر هیچ ۵
چنان بیگانه گشتهستی که گویی
ندیدهستی مرا بر رهگذر هیچ ۶
نشستم سالها بر خوان عشقت
بجز حسرت ندیدم ما حضر هیچ ۷
دلی از سیف فرغانی ببردی
چه آوردی تو ما را از سفر؟ هیچ! ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴ - ای مه و خور به روی تو محتاج
گوهر بعدی:غزل ۲۶ - حق که این روی دلستان به تو داد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.