در این متن، عارفی از مردی ثروتمند میپرسد که چرا تمام تلاشش را برای جمعآوری مال و منال دنیوی صرف میکند، در حالی که نتیجهی نهایی آن بسیار ناچیز است. مرد ثروتمند اعتراف میکند که تنها بخش کوچکی از آنچه میخواهد به دست میآورد. عارف به او یادآوری میکند که عمرش را صرف چیزی کرده که هرگز به طور کامل به آن نخواهد رسید و در عوض، برای دنیای آخرت که برتر است، تلاش کمی کرده است. در پایان، عارف از او میپرسد که چه بهرهای از آخرت خواهد برد و پاسخ را به خودش واگذار میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، نقد حاضر در متن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
بخش ۱۶ - سال بعض العارفین عن بعض المنعمین عن قدر سعیه فی تحصیل الاسباب الدنیویة و تقصیرة عن اسباب الاخرویة
کای تو را دل در پی مال و منال ۱
سعی تو، از بهر دنیای دنی
تا چه مقدار است؟ ای مرد غنی! ۲
گفت: بیرون است از حد شمار
کار من این است در لیل و نهار ۳
عارفش گفت: این که بهرش در تکی
حاصلت زان چیست؟ گفتا: اندکی ۴
آنچه مقصود است، ای روشن ضمیر!
برنیاید زان، مگر عشر عشیر ۵
گفت عارف: آن که هستی روز و شب
از پی تحصیل آن، در تاب و تب ۶
شغل آن را قبلهٔ خود ساختی
عمر خود را بر سر آن باختی ۷
آنچه او میخواستی، واصل نشد
مدعای تو از آن، حاصل نشد ۸
دار عقبی، کان ز دنیا برتر است
وز پی آن، سعی خواجه کمتر است ۹
چون شود حاصل تو را چیزی از آن؟
من نگویم، خود بگو، ای نکتهدان! ۱۰
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.