بیبی تمیز خالدار، زن حیلهگر و کهنهرندی در شهر هری است که با ظاهر مذهبی و نمازخوانی، مردم را فریب میدهد. او با حرکات عجیب در نماز (مانند بلند کردن پا به جای دست برای دعا) و حیلهگریهایش توجه یک رند را جلب میکند که از استحکام وضوهای پیدرپی او متعجب است. در پایان، رند به این نتیجه میرسد که وضوی او مانند سد اسکندر استوار و غیرقابل نفوذ است.
متن دارای مفاهیم طنزآمیز و انتقادی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به شناخت از جامعه و ظرافتهای ادبی دارد. همچنین، برخی اصطلاحات و کنایهها ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
بخش ۱۳ - علی سبیل التمثیل
کهنه رندی، حیلهسازی، پرفنی ۱
نام او، بیبی تمیز خالدار
در نمازش، بود رغبت بیشمار ۲
با وضوی صبح، خفتن میگزارد
نامرادان را بسی دادی مراد ۳
کم نشد هرگز دواتش از قلم
بر مراد هرکسی، میزد رقم ۴
در مهم سازی اوباش و رنود
دائما، طاحونهاش در چرخ بود ۵
از ته هر کس که برجستی به ناز
میشدی فیالحال، مشغول نماز ۶
هرکه آمد، گفت: بر من کن دعا
او به جای دست، برمیداشت پا ۷
بابها مفتوحة للداخلین
رجلها، مرفوعة للفاعلین ۸
گفت با او رندکی، کای نیک زن
حیرتی دارم، درین کار تو من ۹
زین جنابتهای پیدرپی که هست
هیچ ناید در وضوی تو شکست ۱۰
نیت و آداب این محکم وضو
یک ره از روی کرم، با من بگو ۱۱
این وضو از سنگ و رو محکمتر است
این وضو نبود، سد اسکندر است ۱۲
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.