خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از دیدار کوتاه و ناگهانی معشوقهاش میگوید که با نقاب آمده و به سرعت رفته است. وقتی شاعر از او میپرسد که آیا دوباره او را خواهد دید، معشوقه پاسخ میدهد که تنها در خواب و در وقت سحر میتواند او را ببیند.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، درک عمیقتر معانی و احساسات آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
رباعی ۴ - دوش از درم آمد آن مه لاله نقاب
دوش از درم آمد آن مه لاله نقاب
سیرش نه بدیدیم و روان شد به شتاب ۱
گفتم که : دگر کیت بخواهم دیدن؟
گفتا که: به وقت سحر، اما در خواب ۲
سیرش نه بدیدیم و روان شد به شتاب ۱
گفتم که : دگر کیت بخواهم دیدن؟
گفتا که: به وقت سحر، اما در خواب ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳ - ای عقل خجل ز جهل و نادانی ما
گوهر بعدی:رباعی ۵ - این راه زیارت است، قدرش دریاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.