خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و شیفتگی خود به معشوق میگوید و توصیف میکند که چگونه نگاه و رفتار معشوق او را از خود بیخود کرده است. او از ذوق و شوقی که در دل دارد سخن میگوید و اشاره میکند که این عشق او را به حالتی از مستی و بیخویشی کشانده است. همچنین، شاعر از ناپایداری دنیا و از بین رفتن لذتهای زودگذر اظهار تأسف میکند.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده در شعر، آن را برای گروه سنی بالاتر مناسب میسازد.
غزل ۱۵ - تا سرو قباپوش تو را دیدهام امروز
تا سرو قباپوش تو را دیدهام امروز
در پیرهن از ذوق نگنجیدهام امروز ۱
من دانم و دل، غیر چه داند که در این بزم
از طرز نگاه تو چه فهمیدهام امروز ۲
تا باد صبا پیچ سر زلف تو وا کرد
بر خود، چو سر زلف تو پیچیدهام امروز ۳
هشیاریم افتاد به فردای قیامت
زان باده که از دست تو نوشیدهام امروز ۴
صد خنده زند بر حلل قیصر و دارا
این ژندهٔ پر بخیه که پوشیدهام امروز ۵
افسوس که برهم زده خواهد شد از آن روی
شیخانه بساطی که فرو چیدهام امروز ۶
بر باد دهد توبهٔ صد همچو بهائی
آن طرهٔ طرار که من دیدهام امروز ۷
در پیرهن از ذوق نگنجیدهام امروز ۱
من دانم و دل، غیر چه داند که در این بزم
از طرز نگاه تو چه فهمیدهام امروز ۲
تا باد صبا پیچ سر زلف تو وا کرد
بر خود، چو سر زلف تو پیچیدهام امروز ۳
هشیاریم افتاد به فردای قیامت
زان باده که از دست تو نوشیدهام امروز ۴
صد خنده زند بر حلل قیصر و دارا
این ژندهٔ پر بخیه که پوشیدهام امروز ۵
افسوس که برهم زده خواهد شد از آن روی
شیخانه بساطی که فرو چیدهام امروز ۶
بر باد دهد توبهٔ صد همچو بهائی
آن طرهٔ طرار که من دیدهام امروز ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴ - الهی الهی، به حق پیمبر
گوهر بعدی:غزل ۱۶ - روی تو گل تازه و خط سبزهٔ نوخیز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.