خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن درباره گروهی است که با رهایی از ترس و امید و با چشیدن شربت بیخودی، از قید و بندهای دنیوی رها شدهاند. آنها به مقام اصلی خود بازگشتهاند و در جستجوی توحید، از خود خالی شده و به دوست پیوستهاند. این افراد اهل توحید هستند، در حالی که دیگران خودپرستند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با مبانی عرفان و فلسفه نیاز دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات خاص عرفانی مانند «بیخودی»، «عهد الست» و «توحید» ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۹ - آنها که ربودهٔ الستند
آنها که ربودهٔ الستند
از عهد الست باز مستند ۱
تا شربت بیخودی چشیدند
از بیم و امید، باز رستند ۲
چالاک شدند، پس به یک گام
از جوی حدوث، باز جستند ۳
اندر طلب مقام اصلی
دل در ازل و ابد نبستند ۴
خالی ز خود و به دوست باقی
این طرفه که نیستند و هستند ۵
این طایفهاند، اهل توحید
باقی، همه خویشتن پرستند ۶
از عهد الست باز مستند ۱
تا شربت بیخودی چشیدند
از بیم و امید، باز رستند ۲
چالاک شدند، پس به یک گام
از جوی حدوث، باز جستند ۳
اندر طلب مقام اصلی
دل در ازل و ابد نبستند ۴
خالی ز خود و به دوست باقی
این طرفه که نیستند و هستند ۵
این طایفهاند، اهل توحید
باقی، همه خویشتن پرستند ۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸ - یک گل ز باغ دوست، کسی بو نمیکند
گوهر بعدی:غزل ۱۰ - عهد جوانی گذشت، در غم بود و نبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.