خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، بیانگر عشق و شیفتگی شاعر به معشوق است که با وجود خطرات و بلایای عشق، همچنان مجذوب اوست. شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و تأثیر عمیق نگاه او را بر ایمان و دل خود توصیف میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۵۹۴ - مرا حرص نگه هردم به رغبت میبرد جائی
مرا حرص نگه هردم به رغبت میبرد جائی
که هست آفت گمار از غمزه بر من چشم شهلائی ۱
زیاد حور و فکر خلد اگر غافل زیم شاید
که میبینم عجب روئی و میباشم عجب جائی ۲
یکی از عاشقان چشم مردم پرورش میشد
اگر میبود نرگس را چو مردم چشم بینائی ۳
چو ممکن نیست بودن بیبلا بسیار ممنونم
که افکندست عشقم در بلای سرو بالائی ۴
ندانم چون کنم در صحبت او حفظ دین خود
که چشمش میکند تاراج ایمانم به ایمائی ۵
که هست آفت گمار از غمزه بر من چشم شهلائی ۱
زیاد حور و فکر خلد اگر غافل زیم شاید
که میبینم عجب روئی و میباشم عجب جائی ۲
یکی از عاشقان چشم مردم پرورش میشد
اگر میبود نرگس را چو مردم چشم بینائی ۳
چو ممکن نیست بودن بیبلا بسیار ممنونم
که افکندست عشقم در بلای سرو بالائی ۴
ندانم چون کنم در صحبت او حفظ دین خود
که چشمش میکند تاراج ایمانم به ایمائی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹۳ - دارم سری پر از شور از طفل کج کلاهی
گوهر بعدی:غزل ۵۹۵ - به جائی امن آرامیده مرغی داشت ماوایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.