خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که به موضوعاتی مانند عشق، صبر، رنج و زیان در راه عشق، و ارزشهای معنوی میپردازد. شاعر از درد دل، فداکاری در عشق، و غیرت سخن میگوید و با استفاده از استعارههای زیبا، عمق احساسات خود را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم مانند رنج و فداکاری نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری دارند.
غزل ۵۷۰ - دل را اگر ز صبر به جان آورد کسی
دل را اگر ز صبر به جان آورد کسی
به زان که درد دل به زبان آورد کسی ۱
در عشق میدهند به مقدار رنج گنج
تا تن به زیر بار گران آورد کسی ۲
کوتاب تیر و ناوک پران که خویش را
در جرگهٔ تو سخت کمان آورد کسی ۳
پیدا شود ز اهل جهان ثانی تو را
گر باز یوسفی به جهان آورد کسی ۴
بر حرف من قلم شود انگشت اعتراض
تیغ و ترنج اگر به میان آورد کسی ۵
بازار عشق ز آتش غیرت شود چو گرم
کی در خیال سود و زیان آورد کسی ۶
جان میشود ضمان دل اما نمیدهد
حکم آن قدر امان که ضمان آورد کسی ۷
میجوئی از بتان دل من چون بود اگر
ز ایشان به غمزهٔ تو نشان آورد کسی ۸
هست آن سوار از تو عنان تاب محتشم
او را مگر گرفته عنان آورد کسی ۹
به زان که درد دل به زبان آورد کسی ۱
در عشق میدهند به مقدار رنج گنج
تا تن به زیر بار گران آورد کسی ۲
کوتاب تیر و ناوک پران که خویش را
در جرگهٔ تو سخت کمان آورد کسی ۳
پیدا شود ز اهل جهان ثانی تو را
گر باز یوسفی به جهان آورد کسی ۴
بر حرف من قلم شود انگشت اعتراض
تیغ و ترنج اگر به میان آورد کسی ۵
بازار عشق ز آتش غیرت شود چو گرم
کی در خیال سود و زیان آورد کسی ۶
جان میشود ضمان دل اما نمیدهد
حکم آن قدر امان که ضمان آورد کسی ۷
میجوئی از بتان دل من چون بود اگر
ز ایشان به غمزهٔ تو نشان آورد کسی ۸
هست آن سوار از تو عنان تاب محتشم
او را مگر گرفته عنان آورد کسی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۹ - از بهر حسرت دادنم هر لحظه منشین با کسی
گوهر بعدی:غزل ۵۷۱ - توسن حسن کرده زین طفل غیور سرکشی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.