خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد و رنجی که به دلیل بیوفایی و جفای معشوق متحمل شده، سخن میگوید. او احساس خواری، بیاعتباری و شرمساری میکند و معشوق را مقصر این حالات میداند. شاعر از ناامیدی و قهر معشوق میگوید و اینکه امیدش به لطف او به یأس تبدیل شده است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و روانی مانند شکست عشقی، ناامیدی و احساس خیانت است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است مناسب نباشد.
غزل ۵۵۲ - ای گل خود رو چه بد کردم که خوارم ساختی
ای گل خود رو چه بد کردم که خوارم ساختی
آبرویم بردی و بیاعتبارم ساختی ۱
اختیار کشتنم دادی به دست مدعی
در هلاک خویشتن بیاختیارم ساختی ۲
شرمت از مهر و وفای من نبودت ای دریغ
کز جفا در پیش مردم شرمسارم ساختی ۳
چون گشودی بهر دشنامم زبان دیگر بخشم
کز ستم بسمل به تیغ آب دارم ساختی ۴
چارهٔ کار خود از لطف تو میجستم مدام
چارهام کردی ز روی لطف وکارم ساختی ۵
بعد قهر از یاریت امید لطفی داشتم
لطف فرمودی به قتل امیدوارم ساختی ۶
محتشم آن روز روزم تیره کردی کز جنون
بسته زنجیر زلف آن نگارم ساختی ۷
آبرویم بردی و بیاعتبارم ساختی ۱
اختیار کشتنم دادی به دست مدعی
در هلاک خویشتن بیاختیارم ساختی ۲
شرمت از مهر و وفای من نبودت ای دریغ
کز جفا در پیش مردم شرمسارم ساختی ۳
چون گشودی بهر دشنامم زبان دیگر بخشم
کز ستم بسمل به تیغ آب دارم ساختی ۴
چارهٔ کار خود از لطف تو میجستم مدام
چارهام کردی ز روی لطف وکارم ساختی ۵
بعد قهر از یاریت امید لطفی داشتم
لطف فرمودی به قتل امیدوارم ساختی ۶
محتشم آن روز روزم تیره کردی کز جنون
بسته زنجیر زلف آن نگارم ساختی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵۱ - بر دل فکنده پرتو نادیده آفتابی
گوهر بعدی:غزل ۵۵۳ - اگر مقدار عشق پاک را دلدار دانستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.