خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به زیبایی از تجربیات و حالات روحی شاعر سخن میگوید. در آن از مفاهیمی مانند عشق، رهایی، اسارت، و جستجوی معنا استفاده شده است. شاعر از جام شراب، دامهای زندگی، و خورشید به عنوان نمادهایی برای بیان احساسات خود بهره میبرد. همچنین، اشارهای به عرفان و شبهای عارفانه دارد که نشاندهندهی عمق تفکر شاعر است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههایی مانند شراب و دام نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۴۹ - دی باز جرعه نوش ز جام که بودهای
دی باز جرعه نوش ز جام که بودهای
صد کام تلخ کرده به کام که بودهای ۱
آنجا که بود بهر تو در خاک دامها
دام که پاره کرده ورام که بودهای ۲
آنجا که جستهاند تو را چون هلال عید
به رقع گشودهٔ ماه تمام که بودهای ۳
سرگرمیت چو برده به کسب هوا برون
خورشیدوار بر در و بام که بودهای ۴
ای صد هزار صید دل آزاد کردهات
خود صیدوار بسته دام که بودهای ۵
شب عارفانه ساقی بزم که گشتهای
تا روز جرعه نوش ز جام که بودهای ۶
در حالت شکفتگی از رغم محتشم
حالت طلب ز طرز کلام که بودهای ۷
صد کام تلخ کرده به کام که بودهای ۱
آنجا که بود بهر تو در خاک دامها
دام که پاره کرده ورام که بودهای ۲
آنجا که جستهاند تو را چون هلال عید
به رقع گشودهٔ ماه تمام که بودهای ۳
سرگرمیت چو برده به کسب هوا برون
خورشیدوار بر در و بام که بودهای ۴
ای صد هزار صید دل آزاد کردهات
خود صیدوار بسته دام که بودهای ۵
شب عارفانه ساقی بزم که گشتهای
تا روز جرعه نوش ز جام که بودهای ۶
در حالت شکفتگی از رغم محتشم
حالت طلب ز طرز کلام که بودهای ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۸ - از قید عهد بنده تو خود رسته بودهای
گوهر بعدی:غزل ۵۵۰ - بیش از دی گرم استغنا زدن گردیدهای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.