این شعر از محتشم کاشانی بیانگر درد و رنج شاعر از رفتار ناعادلانه و بیتوجهی معشوق است. شاعر از ظن غلط، بیتابی، تلخی سخنان، مضایقه در گفتوگو، تهمتها و شبههافکنیهای معشوق شکایت دارد و احساس میکند که معشوق با رفتارش او را کشته است. همچنین، شاعر از ترس انتقام و تلافی معشوق میگوید و اشاره میکند که معشوق با رفتارش باعث شده دیگران نیز نسبت به او بدبین شوند.
متن دارای مضامین عاطفی پیچیده، شکایت از رفتار ناعادلانه و استفاده از استعارههای سنگین مانند 'قتل' و 'دمار' است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تهمت و شبههافکنی نیاز به درک بالاتری از روابط انسانی دارد.
غزل ۵۴۷ - صبح مرا به ظن غلط شام کردهای
بیتاب مرا گنهی نام کردهای ۱
تا ذوق حرف تلخ تو حسرت کشم کند
ایذای من به نامه و پیغام کردهای ۲
از غایت مضایقه در گفت و گو مرا
راضی به یک شنیدن دشنام کردهای ۳
در غین مهر این که مرا کشتهای نهان
تقلید مهربانی ایام کردهای ۴
ترسم دمار از من بیته برآورد
مرد آزمایی که تو در جام کردهای ۵
چشم تلافی ز تو دارم که پیش خلق
روی مرا به شبهه شبه فام کردهای ۶
از قتل محتشم همه احرام بستهاند
در دفع وی ز بس که تو ابرام کردهای ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.