خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و دلباختگی خود سخن میگوید و بیان میکند که چگونه شبها درگیر خیال معشوق است و از بیتفاوتی معشوق رنج میبرد. او از اضطراب و بیقراری خود میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند. همچنین، شاعر به تأثیر عمیق معشوق در جهان اشاره میکند و از فریبخوردگی خود در این رابطه عاشقانه سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آنها برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
غزل ۵۱۶ - شبم ز روز گرفتارتر به مشغلهٔ تو
شبم ز روز گرفتارتر به مشغلهٔ تو
که تا سحر به خیال تو میکنم کله تو ۱
به دفع کردن غیر از درت غریب مهمی
میان سعی من افتاده و مساهلهٔ تو ۲
نظر در آینه داری و اضطراب نداری
تو محو خویشی و من محو تاب و حوصلهٔ تو ۳
هنوز عهد تو آورده بود دهر به جنبش
که در زمین و زمان بود شور ولولهٔ تو ۴
به گوش مژده تخفیف ده ز درد سر من
که میبرم دو سه روز این جنون ز سلسلهٔ تو ۵
سئوال کردی و گفتی بگو که برده دلت را
دلم بده که بگویم جواب مسلهٔ تو ۶
فریب کیست دگر محتشم محرک طبعت
که نیست فاصله در نظمهای بیصلهٔ تو ۷
که تا سحر به خیال تو میکنم کله تو ۱
به دفع کردن غیر از درت غریب مهمی
میان سعی من افتاده و مساهلهٔ تو ۲
نظر در آینه داری و اضطراب نداری
تو محو خویشی و من محو تاب و حوصلهٔ تو ۳
هنوز عهد تو آورده بود دهر به جنبش
که در زمین و زمان بود شور ولولهٔ تو ۴
به گوش مژده تخفیف ده ز درد سر من
که میبرم دو سه روز این جنون ز سلسلهٔ تو ۵
سئوال کردی و گفتی بگو که برده دلت را
دلم بده که بگویم جواب مسلهٔ تو ۶
فریب کیست دگر محتشم محرک طبعت
که نیست فاصله در نظمهای بیصلهٔ تو ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۱۵ - یارب آن مه را که خواهم زد قضا در کوی او
گوهر بعدی:غزل ۵۱۷ - گفتم ز پند من شود تغییر در اطوار تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.