خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری است که به توصیف صحنه‌ای از چوگان‌بازی و ویژگی‌های یک سوارکار ماهر می‌پردازد. در آن از تصاویر شاعرانه مانند برق مستعجل و کوه پابرجا برای نشان دادن قدرت و مهارت سوارکار استفاده شده است. همچنین، به عشق و فداکاری عاشقان اشاره دارد و در پایان، از سخاوت و احسان ستایش می‌کند.

متن دارای مفاهیم شاعرانه و استعاره‌های پیچیده است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات مانند 'مکن خون کوی ای دل' ممکن است حاوی مضامین عاطفی شدید باشند که برای مخاطبان مسن‌تر مناسب‌تر است.

مشاهده کامل

غزل ۴۹۷ - چو در چوگان زدن آن مه نگون گردد ز پشت زین

چو در چوگان زدن آن مه نگون گردد ز پشت زین
زمین گوید ثنا گردون دعا روح‌الامین آمین ۱

رسید از ماه سیمایان سپاهی در قفا اما
در این میدان نمی‌بینم سپهداری به این آئین ۲

به تندی برق مستعجل به لنگر کوه پابرجا
به میدانها سبک جولان به محفلها گران تمکین ۳

به تحریک طبیعت در خم چو گان بیدادم
چنان دارد که چون گویم نه آرامست و نه تسکین ۴

شوم او را بلاگردان چو رخش ناز بی‌پایان
به پائین راند از بالا به بالا تا زد از پائین ۵

مکن خون کوی ای دل بر سر میدان او مسکن
که آنجا در پی سر میرود صد عاشق مسکین ۶

نثار بزمت این بس محتشم کان معدن احسان
لب گوهرفشان گاهی بجنباند پی تحسین ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۹۶ - دو دل ربا که بلای دلند و آفت دین
گوهر بعدی:غزل ۴۹۸ - به دوستی خودم میکشی که رای من است این
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.