خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن به بیان احساسات عاشقانه و عرفانی خود میپردازد. او از عشق، شرم، اضطراب، و رهایی از دردها سخن میگوید و با استفاده از استعارههایی مانند شب، آفتاب، دریا، و آتش، حالات درونی خود را توصیف میکند. در نهایت، به امید بخشش و رهایی از عذاب هجران اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم مانند 'عذاب' و 'دوزخ هجران' نیاز به درک بالاتری از ادبیات و تجربههای عاطفی دارند.
غزل ۴۹۵ - با او شبی از دیر میخواهم خراب آیم برون
با او شبی از دیر میخواهم خراب آیم برون
او برقع شرم افکند من از حجاب آیم برون ۱
خوش آن که طرح سیر شب اندازد آن مست خراب
من دامن ظلمت دران با آفتاب آیم برون ۲
عذر گنه گویم چنان کز کشتن من بگذرد
گر آن قدر بخشد امان کز اضطراب آیم برون ۳
در ورطهٔ عشق بتان ناکرده خود راامتحان
کشتی در آب انداختم تا چون ز آب آیم برون ۴
تا حشر عشق از بهر من خواهد فروزد آتشی
کافتم اگر یک دم درو دردم کباب آیم برون ۵
راندم به میدان چون فرس کز تیرباران بلا
از موج خیز خویشتن گلگون رکاب آیم برون ۶
از ابر احسان قطرهای در دوزخ هجران چکان
تا محتشم یابد امان من از عذاب آیم برون ۷
او برقع شرم افکند من از حجاب آیم برون ۱
خوش آن که طرح سیر شب اندازد آن مست خراب
من دامن ظلمت دران با آفتاب آیم برون ۲
عذر گنه گویم چنان کز کشتن من بگذرد
گر آن قدر بخشد امان کز اضطراب آیم برون ۳
در ورطهٔ عشق بتان ناکرده خود راامتحان
کشتی در آب انداختم تا چون ز آب آیم برون ۴
تا حشر عشق از بهر من خواهد فروزد آتشی
کافتم اگر یک دم درو دردم کباب آیم برون ۵
راندم به میدان چون فرس کز تیرباران بلا
از موج خیز خویشتن گلگون رکاب آیم برون ۶
از ابر احسان قطرهای در دوزخ هجران چکان
تا محتشم یابد امان من از عذاب آیم برون ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۹۴ - از سپاه حسن آخر یک سوار آمد برون
گوهر بعدی:غزل ۴۹۶ - دو دل ربا که بلای دلند و آفت دین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.