خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر از حافظ بیانگر عشق عمیق و عارفانه‌ی شاعر به معشوق است. شاعر با بیان احساسات خود، از دوری معشوق شکایت کرده و اظهار می‌کند که تا آخرین لحظه‌ی زندگی به او وفادار خواهد ماند. او از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند و با جادوی عشق، او را به سوی خود بکشاند. شاعر همچنین از رنج‌های عشق و انتظار سخن می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که به او رحم کند.

این شعر دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند جادو و عشق سوزان ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده یا نامناسب باشد.

مشاهده کامل

غزل ۹۱ - ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت

ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت
جانم بسوختی و به دل دوست دارمت ۱

تا دامنِ کفن نکشم زیرِ پایِ خاک
باور مکن که دست ز دامن بدارمت ۲

محرابِ ابرویت بنما تا سحرگهی
دستِ دعا برآرم و در گردن آرمت ۳

گر بایدم شدن سویِ هاروتِ بابلی
صد گونه جادویی بکنم تا بیارمت ۴

خواهم که پیش میرمت ای بی‌وفا طبیب
بیمار باز پرس که در انتظارمت ۵

صد جوی آب بسته‌ام از دیده بر کنار
بر بویِ تخمِ مِهر که در دل بکارمت ۶

خونم بریخت وز غمِ عشقم خلاص داد
مِنّت پذیرِ غمزهٔ خنجر گذارمت ۷

می‌گریم و مرادم از این سیلِ اشک‌بار
تخمِ محبّت است که در دل بکارمت ۸

بارم ده از کرم سویِ خود تا به سوزِ دل
در پای دم‌به‌دم گهر از دیده بارمت ۹

حافظ شراب و شاهد و رندی نه وضعِ توست
فِی‌الجمله می‌کنی و فرو می‌گذارمت ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۰ - ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت
گوهر بعدی:غزل ۹۲ - میر من خوش می‌روی کاندر سر و پا میرمت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.