خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر بیانگر احساسات عمیق عاشقانه و رنج‌های ناشی از دوری از معشوق است. شاعر با استفاده از تصاویر شعری مانند شمع، بلبل، طوطی و مور، احساس غم، دلتنگی و بی‌قراری خود را به تصویر می‌کشد. او از عشق سخت و جفای روزگار شکایت دارد و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که با وجود درد، او همچنان در آرزوی معشوقش است.

محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و استفاده از استعاره‌های پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، تم‌های غم و رنج نیاز به بلوغ عاطفی برای درک کامل دارند.

مشاهده کامل

غزل ۴۵۴ - همچو شمع از مجلست گریان و سوزان می‌رویم

همچو شمع از مجلست گریان و سوزان می‌رویم
رشک بر رخ تاب در دل داغ بر جان می‌رویم ۱

همره ما جز خیال کاکل و زلف تو نیست
خود پریشانیم و با جمعی پریشان می‌رویم ۲

ساختن با محنت عشق تو آسانست لیک
از جفای دهر و ناسازی دوران می‌رویم ۳

همچو بلبل بینوا دور از گلستان می‌شویم
همچو طوطی تلخ کام از شکرستان می‌رویم ۴

همچو مور از پایهٔ تخت سلیمان گشته دور
هم به یاد او سوی تخت سلیمان می‌رویم ۵

یعنی از خاک حریم شاه سوی ملک فارس
ز اقتضای گردش گردون گردان می‌رویم ۶

محتشم درمان درد ما وصال یار بود
وه که درد خویش را ناکرده درمان می‌رویم ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۵۳ - تو کشیده تیغ و مرا هوس که ز قید جان برهانیم
گوهر بعدی:غزل ۴۵۵ - چو نتوانم به مردم قصه آن بی‌وفا گویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.