خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از دوری یار و گرفتاری در بند ملامت سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که یارش به سلامت بازگردد. او از زیبایی‌های یار و درد دوری از او می‌نالد و از خداوند طلب مرحمت می‌کند. شاعر همچنین به عشق و رنج‌های آن اشاره می‌کند و بیان می‌کند که بحث عشق و زیبایی‌های یار پایانی ندارد.

این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و ملامت ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

غزل ۸۹ - یا رب سببی ساز که یارم به سلامت

یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
بازآید و بِرهانَدَم از بندِ مَلامت ۱

خاکِ رهِ آن یارِ سفرکرده بیارید
تا چشمِ جهان بین کُنَمَش جایِ اقامت ۲

فریاد که از شش جهتم راه بِبَستند
آن خال و خط و زلف و رخ و عارض و قامت ۳

امروز که در دستِ توام مرحمتی کن
فردا که شَوَم خاک چه سود اشکِ ندامت ۴

ای آن که به تقریر و بیان دم زنی از عشق
ما با تو نداریم سخن، خیر و سلامت ۵

درویش مکن ناله ز شمشیرِ اَحِبّا
کاین طایفه از کشته ستانند غرامت ۶

در خرقه زن آتش که خمِ ابرویِ ساقی
بر می‌شکند گوشهٔ محراب امامت ۷

حاشا که من از جور و جفای تو بنالم
بیدادِ لطیفان همه لطف است و کرامت ۸

کوته نکند بحث سرِ زلف تو حافظ
پیوسته شد این سلسله تا روزِ قیامت ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۸ - شنیده‌ام سخنی خوش که پیر کنعان گفت
گوهر بعدی:غزل ۹۰ - ای هدهد صبا به سبا می‌فرستمت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.