هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از زیباییهای جهان، عشق، و رازهای نهفته در دل سخن میگوید. شاعر از عشق به معشوق، طبیعت، و مفاهیم فلسفی مانند گذر زمان و سرنوشت صحبت میکند. همچنین، به مفاهیمی مانند شراب، عرفان، و زندگی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به شراب و مفاهیم عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۸۷ - حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
حُسنت به اتفاقِ ملاحت جهان گرفت
آری، به اتفاق، جهان میتوان گرفت ۱
افشایِ رازِ خلوتیان خواست کرد شمع
شُکرِ خدا، که سِرِ دلش در زبان گرفت ۲
زین آتشِ نهفته که در سینهٔ من است
خورشید، شعلهایست که در آسمان گرفت ۳
میخواست گُل که دَم زند از رنگ و بویِ دوست
از غیرتِ صبا، نفسَش در دهان گرفت ۴
آسوده بر کنار چُو پرگار میشدم
دوران، چو نقطه، عاقبتم در میان گرفت ۵
آن روز شوقِ ساغرِ مِی، خرمنم بسوخت
کآتش زِ عکسِ عارضِ ساقی در آن گرفت ۶
خواهم شدن به کویِ مُغان آستینفشان
زین فتنهها که دامنِ آخرزمان گرفت ۷
مِی خور که هر که آخرِ کارِ جهان بِدید
از غم سبک برآمد و رَطلِ گران گرفت ۸
بر برگِ گُل به خونِ شقایق نوشتهاند
«کآن کس که پخته شد، مِیِ چون اَرغَوان گرفت» ۹
حافظ چو آبِ لطف ز نظمِ تو میچِکد
حاسِد چگونه نکته تواند بر آن گرفت؟ ۱۰
آری، به اتفاق، جهان میتوان گرفت ۱
افشایِ رازِ خلوتیان خواست کرد شمع
شُکرِ خدا، که سِرِ دلش در زبان گرفت ۲
زین آتشِ نهفته که در سینهٔ من است
خورشید، شعلهایست که در آسمان گرفت ۳
میخواست گُل که دَم زند از رنگ و بویِ دوست
از غیرتِ صبا، نفسَش در دهان گرفت ۴
آسوده بر کنار چُو پرگار میشدم
دوران، چو نقطه، عاقبتم در میان گرفت ۵
آن روز شوقِ ساغرِ مِی، خرمنم بسوخت
کآتش زِ عکسِ عارضِ ساقی در آن گرفت ۶
خواهم شدن به کویِ مُغان آستینفشان
زین فتنهها که دامنِ آخرزمان گرفت ۷
مِی خور که هر که آخرِ کارِ جهان بِدید
از غم سبک برآمد و رَطلِ گران گرفت ۸
بر برگِ گُل به خونِ شقایق نوشتهاند
«کآن کس که پخته شد، مِیِ چون اَرغَوان گرفت» ۹
حافظ چو آبِ لطف ز نظمِ تو میچِکد
حاسِد چگونه نکته تواند بر آن گرفت؟ ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۶۵۷
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۶ - ساقی بیا که یار ز رخ پرده برگرفت
گوهر بعدی:غزل ۸۸ - شنیدهام سخنی خوش که پیر کنعان گفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.