خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از جدایی و فراق معشوق می‌گوید و درد و رنج ناشی از این جدایی را با تصاویر زیبا و احساسی بیان می‌کند. او از اشک‌های خونین، حسرت وصل، و ناامیدی از عهد شکسته می‌گوید و در نهایت با پذیرش این درد، راهی دیگر می‌شود.

متن دارای مضامین عاطفی عمیق و غم‌انگیز است که درک آن به بلوغ عاطفی و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند 'گریه رخت به غرقاب خون' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۹۷ - ز خاک کوی تو گریان سفر گزیدم و رفتم

ز خاک کوی تو گریان سفر گزیدم و رفتم
ز گریه رخت به غرقاب خون کشیدم ورفتم ۱

قدم به زمین ریخت از دو شیشهٔ دیده
گلاب آن گل حسرت که از تو چیدم و رفتم ۲

ز نخل تفرقه خیزت که داد بر به رقیبان
علاقه دل و پیوند جان بردم و رفتم ۳

چو غیر چید گل وصلت از مساهله من
چو خار در جگر خویشتن خلیدم و رفتم ۴

درون پرده صبرم ز حد چو رفت تحمل
ز پاس دامن آن پرده بر دریدم و رفتم ۵

رخ امید به عهدت ز عاقبت نگریها
سیه در آینهٔ بخت خویش دیدم و رفتم ۶

به پند دیدهٔ صحبت پسند کار نکردم
نصیحت دل عزلت گزین شنیدم و رفتم ۷

مرا لقب کن ازین پس سگ رمیده ز آهو
کز آهوئی چو تو با صد هوس رمیدم و رفتم ۸

شکیب را چو نیامد ز پس نوید امیدی
به شرح محتشم پیش بین رسیدم و رفتم ۹
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۹۶ - چون من به در هجر ز بیداد تو رفتم
گوهر بعدی:غزل ۳۹۸ - تو چون رفتی به سلطان خیالت ملک دل دادم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.