خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این شعر از درد دوری و هجران معشوق مینالد و بیان میکند که چه در غیاب و چه در حضور معشوق، از شدت عشق و اشتیاق در حال مرگ است. او از معشوق میخواهد که بر سرش بگذرد و حسرت نادیدنت را از دلش بیرون کند.
این شعر حاوی مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات شدید است که درک آنها به بلوغ عاطفی و شناختی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیهات ادبی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
غزل ۳۹۰ - اگر دوری ز من در آرزویت زار میمیرم
اگر دوری ز من در آرزویت زار میمیرم
وگر پیش منی از لذت دیدار میمیرم ۱
ز درد هجر زارم بر سر من زینهار امشب
گذاری کن که من زین درد بیزنهار میمیرم ۲
بسویم بین و یک حسرت برون کن از دلم جانا
که از نادیدنت با حسرت بسیار میمیرم ۳
وگر پیش منی از لذت دیدار میمیرم ۱
ز درد هجر زارم بر سر من زینهار امشب
گذاری کن که من زین درد بیزنهار میمیرم ۲
بسویم بین و یک حسرت برون کن از دلم جانا
که از نادیدنت با حسرت بسیار میمیرم ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۹ - گر پردهٔ گردون ز سرشگم نکشد نم
گوهر بعدی:غزل ۳۹۱ - خانهٔ دوری دل از همه پرداختهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.