خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که در آن شاعر از مهمانسرای دل سخن میگوید و از عشق و محبت به عنوان بنای دل یاد میکند. او از جایگاه ویژه معشوق در دل و خلوتگاه عشق سخن میگوید و بر اهمیت ذکر و یادآوری معشوق تأکید دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۳۸۶ - گر پا نهی ز لطف به مهمانسرای دل
گر پا نهی ز لطف به مهمانسرای دل
پیش تو جان به پیشکش آرم چه جای دل ۱
بهر گذار کردنت از غرفههای چشم
درها گشاده بر حرم کبریای دل ۲
بنای صنع بهر تو نامهربان نهاد
از آب و خاک مهر و محبت بنای دل ۳
تا شد نگارخانهٔ چشمم تهی ز غیر
پیدا شد از برای تو جائی ورای دل ۴
بنشین به عیش و ناز که از نازنین بتان
مخصوص توست خانه نزهت فزای دل ۵
از بهر ذکر خلوتیان کرده محتشم
وصف تو را کتابه خلوت سرای دل ۶
پیش تو جان به پیشکش آرم چه جای دل ۱
بهر گذار کردنت از غرفههای چشم
درها گشاده بر حرم کبریای دل ۲
بنای صنع بهر تو نامهربان نهاد
از آب و خاک مهر و محبت بنای دل ۳
تا شد نگارخانهٔ چشمم تهی ز غیر
پیدا شد از برای تو جائی ورای دل ۴
بنشین به عیش و ناز که از نازنین بتان
مخصوص توست خانه نزهت فزای دل ۵
از بهر ذکر خلوتیان کرده محتشم
وصف تو را کتابه خلوت سرای دل ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۵ - زدی به دست ارادت چو حلقه بر در دل
گوهر بعدی:غزل ۳۸۷ - گشته در عشق کار من مشکل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.