خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از دل‌های عاشق و بی‌تاب سخن می‌گوید. او از طپش دل، هجوم احساسات، تسخیر دل توسط عشق، و ناتوانی در حفظ جان در برابر این عشق شدید می‌سراید. همچنین، از قدرت عشق و تأثیر آن بر روح و جسم انسان صحبت می‌کند.

این متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و زبان ادبی ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۳۸۴ - رسید باز طپاننده کبوتر دل

رسید باز طپاننده کبوتر دل
سبک کنندهٔ تمکین ز صبر لنگر دل ۱

خرد کجاست که دارد لوای صبر نگاه
که شد عیان علم پادشاه کشور دل ۲

رسید شاه سواری که در حوالی او
به جنبش است زمین از هجوم لشگر دل ۳

چو سنگ خورد نهانی تنم به لرزه فتاد
ز دیدنش چو طپیدن گرفت پیکر دل ۴

پی نشاط فرو کوفتند نوبت غم
چو ملک عشق به یکبار شد مسخر دل ۵

ازو چه ره طلبیم بهر حفظ جان کردن
که جان فریفتهٔ اوست صد برابر دل ۶

ز جان محتشم آواز الامان برخاست
کشید خسرو غم چون سپاه بر در دل ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۸۳ - ای جمالت قبلهٔ جان ابرویت محراب دل
گوهر بعدی:غزل ۳۸۵ - زدی به دست ارادت چو حلقه بر در دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.