این متن شعری است که با استفاده از استعارههای زیبا و عمیق، ارزش و منزلت یک درّ گرانبها را در میان صدفهای بیشمار توصیف میکند. شاعر با بیان این که چنین دریایی در میان هزاران صدف یافت نمیشود، بر یگانگی و ارزش بینظیر آن تأکید دارد. همچنین، اشاره میکند که هستی و مادر دهر از پرتو این درّ اعتبار میگیرند و تأثیر آن بر جهان هستی تا قیامت باقی خواهد ماند.
این متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک و مفاهیم انتزاعی دارد، بنابراین برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است.
غزل ۳۶۷ - دهد اگرچه برون در بیشمار صدف
تو آن دری که برون ناید از هزار صدف ۱
برای چون تو دری شاید ای چکیدهٔ صنع
اگر دهان بگشاید هزار بار صدف ۲
عجب که تا به قیامت محیط هستی را
گران شود به چنین در شاهوار صدف ۳
توان گرفت بزر ز احترام گوشی را
که در راز تو را باشد ای نگار صدف ۴
شدست معتبر از خلعت تو مادر دهر
بلی ز پرتو در دارد اعتبار صدف ۵
به جنبش آمده تا بحر هستی از اثرش
چنین دری نفکنده است برکنار صدف ۶
به عهد محتشم از عقد نظم گوش جهان
چنان پر است که از در شاهوار صدف ۷
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.