خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، توصیفی شاعرانه از معشوق و جذابیتهای اوست. شاعر با تصاویر زیبا و استعارههای پراحساس، زیباییهای معشوق، جذابیت نگاه و کرشمههای او، و تأثیر عمیق عشق بر دل را به تصویر میکشد. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند فتنه، قیامت، و خونریزی وجود دارد که ممکن است نمادین باشند.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه پیچیده و استعارههای ادبی است که درک آنها به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی اشارات نمادین مانند 'موج خون' و 'تیغ' ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا گمراهکننده باشد.
غزل ۳۴۵ - پری وشی دل دیوانه میکشد سویش
پری وشی دل دیوانه میکشد سویش
که نیست حد بشر سیر دیدن رویش ۱
به نوگلی نگرانم که میدمد چو گیاه
کرشمه از در و دیوار گلشن کویش ۲
هنوز تیغ نیالوده تیز دستی بین
که موج خون ز زمین میرسد به بازویش ۳
قیامتست قیامت که صور فتنه دمید
جهان ز فتنهٔ نو خیز قد دلجویش ۴
ز خاک یوسف گل پیرهن دمد گل رشک
اگر به مصر بردبار از چمن بویش ۵
چه رغبت است که سر بر نمیتواند داشت
ز مزرع دل مردم چرنده آهویش ۶
ز دور کرد شکاری مرا رساند از سحر
خدنگ نیمکش غمزه چشم جادویش ۷
لبش خموش و زبان کرشمهاش گویا
ز نکته پروری گوشههای ابرویش ۸
چو محتشم به نخستین خدنگ او افتاد
هزار بوسه فلک زد به دست و بازویش ۹
که نیست حد بشر سیر دیدن رویش ۱
به نوگلی نگرانم که میدمد چو گیاه
کرشمه از در و دیوار گلشن کویش ۲
هنوز تیغ نیالوده تیز دستی بین
که موج خون ز زمین میرسد به بازویش ۳
قیامتست قیامت که صور فتنه دمید
جهان ز فتنهٔ نو خیز قد دلجویش ۴
ز خاک یوسف گل پیرهن دمد گل رشک
اگر به مصر بردبار از چمن بویش ۵
چه رغبت است که سر بر نمیتواند داشت
ز مزرع دل مردم چرنده آهویش ۶
ز دور کرد شکاری مرا رساند از سحر
خدنگ نیمکش غمزه چشم جادویش ۷
لبش خموش و زبان کرشمهاش گویا
ز نکته پروری گوشههای ابرویش ۸
چو محتشم به نخستین خدنگ او افتاد
هزار بوسه فلک زد به دست و بازویش ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۴۴ - مهی که زینت حسنست گرمی خویش
گوهر بعدی:غزل ۳۴۶ - مباش ای مدعی خوش دل که از من رنجه شد خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.