خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که دربارهٔ خموشی و بیان حقایق، زیبایی و محبوبیت، عشق و دشمنی، و آشوب زمانه سخن میگوید. شاعر از مخاطب میخواهد که مانند آینه خود را در معرض دید همگان قرار ندهد و از عشق و محبتی که در دل همه وجود دارد سخن میگوید. همچنین، او از آشوب زمانه و دلخوشی خود به خیال معشوق اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و اجتماعی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عاشقانه نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۳۲۶ - خموشیت گره افکند در دل همه کس
خموشیت گره افکند در دل همه کس
بگو حدیثی و بگشای مشکل همه کس ۱
بدان که هر نظری قابل جمال تو نیست
مکن چو آینه خود را مقابل همه کس ۲
رخی که بال ملک را خطر ز شعلهٔ اوست
روا بود که شود شمع محفل همه کس ۳
عداوتم به دل کاینات داده قرار
محبتی که سرشتست در دل همه کس ۴
زمانه گشت پرآشوب و من به این خوش دل
که از خیال تو خالی شود دل همه کس ۵
زرشک مایل مرگم که از غلط کاریست
به غیر محتشم آن سرو مایل همه کس ۶
بگو حدیثی و بگشای مشکل همه کس ۱
بدان که هر نظری قابل جمال تو نیست
مکن چو آینه خود را مقابل همه کس ۲
رخی که بال ملک را خطر ز شعلهٔ اوست
روا بود که شود شمع محفل همه کس ۳
عداوتم به دل کاینات داده قرار
محبتی که سرشتست در دل همه کس ۴
زمانه گشت پرآشوب و من به این خوش دل
که از خیال تو خالی شود دل همه کس ۵
زرشک مایل مرگم که از غلط کاریست
به غیر محتشم آن سرو مایل همه کس ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۵ - ای سنگ دل ز پرسش روز جزا بترس
گوهر بعدی:غزل ۳۲۷ - آمد ز خانه بیرون در بر قبای زرکش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.