خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر درد عشق و فراق است. شاعر از پریراه و معشوقهای دورافتاده میگوید و با اشاره به قصاب و خون، از رنجهای عاشق سخن میراند. در پایان، شاعر از صبا میخواهد که از معشوق بیوفا درباره وفا بپرسد.
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده مانند 'قصاب مردمکش' و 'خون خود اندر گردن' است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
غزل ۳۲۲ - ای پری راه دیار آن پری پیکر بپرس
ای پری راه دیار آن پری پیکر بپرس
خانهٔ قصاب مردم کش از آن کافر بپرس ۱
با حریفان حرف آن مه بر زبان آور به رمز
از نظر بازان ره آن قصر و آن منظر بپرس ۲
در هوایش تیز رو چون کوکب سیاره شود
وز هواداران آن سرو بلند اختر بپرس ۳
جان سوی او رفته زان محبوب جانبازش طلب
دل بر او مانده احوالش از آن دلبر بپرس ۴
بعد پرسش ای صبا با او بگو ای بیوفا
از وفا یک ره تو هم زان بیدل ابتر بپرس ۵
عاشق قصاب را خون خود اندر گردن است
با تو گفتم محتشم گر نیستت باور بپرس ۶
خانهٔ قصاب مردم کش از آن کافر بپرس ۱
با حریفان حرف آن مه بر زبان آور به رمز
از نظر بازان ره آن قصر و آن منظر بپرس ۲
در هوایش تیز رو چون کوکب سیاره شود
وز هواداران آن سرو بلند اختر بپرس ۳
جان سوی او رفته زان محبوب جانبازش طلب
دل بر او مانده احوالش از آن دلبر بپرس ۴
بعد پرسش ای صبا با او بگو ای بیوفا
از وفا یک ره تو هم زان بیدل ابتر بپرس ۵
عاشق قصاب را خون خود اندر گردن است
با تو گفتم محتشم گر نیستت باور بپرس ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۲۱ - آخر ای بیرحم حال ناتوان خود بپرس
گوهر بعدی:غزل ۳۲۳ - آن قدر شوق گل روی تو دارم که مپرس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.