هوش مصنوعی:
این شعر از حافظ، عشق و زیبایی معشوق را توصیف میکند و از درد فراق و اندوه ناشی از آن سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند نرگس فتان، زلف پریشان و مژگان کمانی، زیبایی معشوق را ستایش میکند و از نالهها و اشکهای خود به دلیل دوری از او میگوید.
رده سنی:
16+
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تصاویر پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارد.
غزل ۷۵ - خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست
خوابِ آن نرگسِ فَتّانِ تو، بیچیزی نیست
تابِ آن زلفِ پریشانِ تو، بیچیزی نیست ۱
از لبت شیر روان بود که من میگفتم
«این شکر گِردِ نمکدانِ تو، بیچیزی نیست» ۲
جان درازیِ تو بادا که یقین میدانم
در کمان ناوَک مژگانِ تو، بیچیزی نیست ۳
مبتلایی به غمِ محنت و اندوهِ فراق
ای دل! این ناله و افغان تو، بیچیزی نیست ۴
دوش، باد از سرِ کویش به گلستان بگذشت
ای گل! این چاکِ گریبانِ تو، بیچیزی نیست ۵
دردِ عشق ار چه دل از خلق نهان میدارد
حافظ این دیدهٔ گریانِ تو، بیچیزی نیست ۶
تابِ آن زلفِ پریشانِ تو، بیچیزی نیست ۱
از لبت شیر روان بود که من میگفتم
«این شکر گِردِ نمکدانِ تو، بیچیزی نیست» ۲
جان درازیِ تو بادا که یقین میدانم
در کمان ناوَک مژگانِ تو، بیچیزی نیست ۳
مبتلایی به غمِ محنت و اندوهِ فراق
ای دل! این ناله و افغان تو، بیچیزی نیست ۴
دوش، باد از سرِ کویش به گلستان بگذشت
ای گل! این چاکِ گریبانِ تو، بیچیزی نیست ۵
دردِ عشق ار چه دل از خلق نهان میدارد
حافظ این دیدهٔ گریانِ تو، بیچیزی نیست ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۷۴۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۴ - حاصل کارگه کون و مکان این همه نیست
گوهر بعدی:غزل ۷۶ - جز آستان توام در جهان پناهی نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.