خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از اشتباه خود ابراز پشیمانی و شرمساری میکند و از خداوند طلب بخشش دارد. او به نادانی خود اعتراف کرده و از گستاخیاش در سخن گفتن پوزش میخواهد. شاعر همچنین به عظمت و قدرت خداوند اشاره میکند و از خجالت ناشی از اشتباهات خود سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق مذهبی و عاطفی است که ممکن است برای کودکان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک ممکن است برای این گروه سنی چالشبرانگیز باشد.
غزل ۲۹۴ - پیشت از سهوی که کردم ای خدیو کامکار
پیشت از سهوی که کردم ای خدیو کامکار
شرمسارم شرمسارم شرمسارم شرمسار ۱
بود خاک غفلتم در دیدهٔ جوهر شناس
کز خزف نشناختم در خاصه در شاهوار ۲
با تو گستاخانه آمد در سخن این بیشعور
این چه درکست و شعور استغفرالله زین شعار ۳
گفتمت دستم بگیر و مردم از شرمندگی
گرچه میگویند این را بندگان با کردگار ۴
دیدهام بر پشت پا شد تا قیامت دوخته
بس که برمن گشت گردون زین ممر خجلت گمار ۵
طرفهتر این کان غلط زین بندهٔ گمنام شد
واقع اندر مجلس دستور خورشید اشتهار ۶
پادشاه محتشم مه رایت انجم حشم
کز سپاه فتنه بادا حشمت او در حصار ۷
شرمسارم شرمسارم شرمسارم شرمسار ۱
بود خاک غفلتم در دیدهٔ جوهر شناس
کز خزف نشناختم در خاصه در شاهوار ۲
با تو گستاخانه آمد در سخن این بیشعور
این چه درکست و شعور استغفرالله زین شعار ۳
گفتمت دستم بگیر و مردم از شرمندگی
گرچه میگویند این را بندگان با کردگار ۴
دیدهام بر پشت پا شد تا قیامت دوخته
بس که برمن گشت گردون زین ممر خجلت گمار ۵
طرفهتر این کان غلط زین بندهٔ گمنام شد
واقع اندر مجلس دستور خورشید اشتهار ۶
پادشاه محتشم مه رایت انجم حشم
کز سپاه فتنه بادا حشمت او در حصار ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹۳ - افکنده ره به کلبهٔ درویش خاکسار
گوهر بعدی:غزل ۲۹۵ - تا به سر منزل چشمم کنی ای سرو گذار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.