این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به توصیف حالات و رفتارهای معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و استعارههای عمیق، احساسات خود را بیان میکند. در این شعر، معشوق بهگونهای توصیف شده که گویی از این جهان فراتر است و رفتارهای او اسرارآمیز و جذاب است. شاعر همچنین از احساس غیرت و دیوانگی عشق سخن میگوید و در نهایت، به رهایی از قید و بندهای دنیوی اشاره میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و تصاویر بهکار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
غزل ۲۷۹ - عرق از برگ گل انگیختنش را نگرید
آب و آتش بهم آمیختنش را نگرید ۱
دامن افشاندن و برخاستنش را بینید
ساغر افکندن و می ریختنش را نگرید ۲
همچو طفلی که دهد بازی مرغان حریص
دام به نهادن و بگریختنش را نگرید ۳
گرچه میگویم و غیرت به دهان میزندم
کوه سیم از کمر آویختنش را نگرید ۴
جان دیوانهٔ من میرود اینک بیرون
از بدن رابطه به گسیختنش را نگرید ۵
محتشم اشک ز چشم آه ز دل کرده رها
فتنه از بحر و بر انگیختنش را نگرید ۶
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.