خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حسرت و انتظار طولانی برای رسیدن به معشوق یا آرزوهای دور سخن میگوید. شاعر از دیر رسیدنها، ضعف و ناتوانی خود در رسیدن به مقصود، و تأخیر در تحقق آرزوها شکایت دارد. همچنین، به مفاهیمی مانند عشق، انتظار، جدایی و ناامیدی اشاره میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و حسرتهای وجودی در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عاطفی و انتزاعی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۶۳ - رهی دارم که از دوری به پایان دیر میآید
رهی دارم که از دوری به پایان دیر میآید
سری کز بی سرانجامی به سامان دیر میآید ۱
به پیراهن دریدن تا به دامان میرود دستم
ز ضعفم چاک پیراهن به دامان دیر میآید ۲
صبا جنبید و میدان رفته شد یارب چرا این سان
به جولان آن سوار گرم جولان دیر میآید ۳
دل و جان از حسد در آتش انداز انتظار او
سپه جمعست میدان گرم و سلطان دیر میآید ۴
از آن سو صد بشارتها فغان دادند زین جانب
به استقبال جانهم رفت و جانان دیر میآید ۵
دلم بهر نگاه آخرین هم میتپد آخر
که شد پیمانه پر آن سست پیمان دیر میآید ۶
طبیب محتشم را نیست در عالم جز این عیبی
که بر بالین بیماران هجران دیر میآید ۷
سری کز بی سرانجامی به سامان دیر میآید ۱
به پیراهن دریدن تا به دامان میرود دستم
ز ضعفم چاک پیراهن به دامان دیر میآید ۲
صبا جنبید و میدان رفته شد یارب چرا این سان
به جولان آن سوار گرم جولان دیر میآید ۳
دل و جان از حسد در آتش انداز انتظار او
سپه جمعست میدان گرم و سلطان دیر میآید ۴
از آن سو صد بشارتها فغان دادند زین جانب
به استقبال جانهم رفت و جانان دیر میآید ۵
دلم بهر نگاه آخرین هم میتپد آخر
که شد پیمانه پر آن سست پیمان دیر میآید ۶
طبیب محتشم را نیست در عالم جز این عیبی
که بر بالین بیماران هجران دیر میآید ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۲ - حسن را گر ناز او کالای دکان میشود
گوهر بعدی:غزل ۲۶۴ - صبا از کشور آن پاکدامان دیر میآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.