خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به موضوعاتی مانند عشق، رسوایی، ناپایداری دنیا، و رهایی از تعلقات میپردازد. شاعر از عشق و درد آن سخن میگوید، از رسواییاش در آتش عشق یاد میکند، و از ناپایداری دنیا و ضرورت رها شدن از تعلقات مینالد. همچنین، اشارهای به مبارزه با مدعیان و جفاهای عشق دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و انتزاعی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۴۹ - بر هر دلی که بند نهاد از نگاه خود
بر هر دلی که بند نهاد از نگاه خود
بردش به بند خانهٔ زلف سیاه خود ۱
از راه نارسیده شهنشاه عشق او
عالم به باد داده ز گرد سپاه خود ۲
گردید عام نشاء عشق آن چنانکه یافت
آثار آن چرنده در آب و گیاه خود ۳
زان همنشین ستاره که میتابد از زمین
شرمنده است چرخ ز خورشید و ماه خود ۴
زان شد بلند آتش رسوائیم که دوش
نوعی ندیدمش که کنم ضبط آه خود ۵
یک شهر شد به باد دو روزی خدای را
خالی کن از نظار گیان جلوهگاه خود ۶
خوش آن که خود بکشتم آئینی و بعد قتل
نسبت کنی به مدعی من گناه خود ۷
ذوق مرا پیاپی اگر از جفای خویش
هم خود شوی ز جانب من عذرخواه خود ۸
خواهی که دامنت رهد از چنگ محتشم
بردار زود خار وجودش ز راه خود ۹
بردش به بند خانهٔ زلف سیاه خود ۱
از راه نارسیده شهنشاه عشق او
عالم به باد داده ز گرد سپاه خود ۲
گردید عام نشاء عشق آن چنانکه یافت
آثار آن چرنده در آب و گیاه خود ۳
زان همنشین ستاره که میتابد از زمین
شرمنده است چرخ ز خورشید و ماه خود ۴
زان شد بلند آتش رسوائیم که دوش
نوعی ندیدمش که کنم ضبط آه خود ۵
یک شهر شد به باد دو روزی خدای را
خالی کن از نظار گیان جلوهگاه خود ۶
خوش آن که خود بکشتم آئینی و بعد قتل
نسبت کنی به مدعی من گناه خود ۷
ذوق مرا پیاپی اگر از جفای خویش
هم خود شوی ز جانب من عذرخواه خود ۸
خواهی که دامنت رهد از چنگ محتشم
بردار زود خار وجودش ز راه خود ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۸ - در شکار امروز صید آهوان او که بود
گوهر بعدی:غزل ۲۵۰ - سیه چشمی که شادم داشت گاهی از نگاه خود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.