خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از دردها و رنجهای عاشقانه خود میگوید و از معشوقی که به او بیاعتنایی کرده است شکایت میکند. او از دوری معشوق، بیوفایی و بیعدالتی او گله دارد و احساس میکند که شادیهایش به ناشادی تبدیل شده است.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آنها به بلوغ عاطفی و فکری نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۴۶ - یک دم ای سرو ز غمهای تو آزاد که بود
یک دم ای سرو ز غمهای تو آزاد که بود
یک شب ای ماه ز بیداد تو بیداد که بود ۱
مردم از ذوق چودی تیغ کشیدی بر من
کامشب از درد درین کوی به فریاد که بود ۲
دور از بزم تو ماندم که ز میشستم دست
ورنه آن کس که مرا توبه ز می داد که بود ۳
تا به خاک رهم از کینه برابر کردی
آن که پا بر سرم از دست تو ننهاد که بود ۴
بخت دور از تو چه میکرد به خواب اجلم
آن که ننمود درین واقعه ارشاد که بود ۵
چون به ناشادی مردم ز تو شادان بودم
آن که ناشادی من دید و نشد شاد که بود ۶
چون تو ماهی که نترسید ز آه من و داد
خرمن محتشم دلشده برباد که بود ۷
یک شب ای ماه ز بیداد تو بیداد که بود ۱
مردم از ذوق چودی تیغ کشیدی بر من
کامشب از درد درین کوی به فریاد که بود ۲
دور از بزم تو ماندم که ز میشستم دست
ورنه آن کس که مرا توبه ز می داد که بود ۳
تا به خاک رهم از کینه برابر کردی
آن که پا بر سرم از دست تو ننهاد که بود ۴
بخت دور از تو چه میکرد به خواب اجلم
آن که ننمود درین واقعه ارشاد که بود ۵
چون به ناشادی مردم ز تو شادان بودم
آن که ناشادی من دید و نشد شاد که بود ۶
چون تو ماهی که نترسید ز آه من و داد
خرمن محتشم دلشده برباد که بود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۴۵ - دی ز شوخی بر من آن توسن دوانیدن چه بود
گوهر بعدی:غزل ۲۴۷ - جز من آن کس که به وصل تو نشد شاد که بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.