خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق و ستایش معشوقهای صحبت میکند که حضور او حتی ویرانهها را به قصر تبدیل میکند. او توصیف میکند که چگونه زیبایی معشوقه حتی ماه و زهره را تحتالشعاع قرار میدهد و حضور او باعث رشک بهشت و حورالعین میشود. شاعر از شنونده میخواهد که از آمدن معشوقه آگاه شود و از این صحبت لذت ببرد، زیرا پیشکش او به معشوقه دل و دین است.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابلدرک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۳۸ - همنشین امشب اگر آن بت چنین خواهد بود
همنشین امشب اگر آن بت چنین خواهد بود
کنج ویرانهٔ ما شاه نشین خواهد بود ۱
زهره در مجلس ما سجده ز مه خواهد خواست
میر مجلس اگر آن زهره جبین خواهد بود ۲
آتش از غیرت این خانه به خود خواهد زد
هر پری خانه که در روی زمین خواهد بود ۳
ای که آگه نهای از آمدن آن بت مست
ساعتی باش که صحبت به ازین خواهد بود ۴
پیش آن بت که سراپردهٔ جان منزل اوست
کمترین پیشکش ما دل و دین خواهد بود ۵
از بهشتی صفتی غمکدهٔ ما امشب
با سراپردهٔ فردوس قرین خواهد بود ۶
محتشم محفل ما امشب از آن غیرت حور
من برآنم که به از خلد برین خواهد بود ۷
کنج ویرانهٔ ما شاه نشین خواهد بود ۱
زهره در مجلس ما سجده ز مه خواهد خواست
میر مجلس اگر آن زهره جبین خواهد بود ۲
آتش از غیرت این خانه به خود خواهد زد
هر پری خانه که در روی زمین خواهد بود ۳
ای که آگه نهای از آمدن آن بت مست
ساعتی باش که صحبت به ازین خواهد بود ۴
پیش آن بت که سراپردهٔ جان منزل اوست
کمترین پیشکش ما دل و دین خواهد بود ۵
از بهشتی صفتی غمکدهٔ ما امشب
با سراپردهٔ فردوس قرین خواهد بود ۶
محتشم محفل ما امشب از آن غیرت حور
من برآنم که به از خلد برین خواهد بود ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۳۷ - دی صبح دم که عارض او بینقاب بود
گوهر بعدی:غزل ۲۳۹ - دوش چشمم هم به خواب از فکر و هم بیدار بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.