خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از استعارههای بازی نرد برای توصیف رابطه عاشق و معشوق استفاده میکند. شاعر بیان میکند که عشق نیازمند فداکاری و از خودگذشتگی است و در این راه، عاشق باید دل و دین را فدا کند. همچنین، اشارهای به خطرات و قمار عشق دارد که با وجود ریسکهایش، ارزشمند است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم فلسفی نیازمند سطحی از بلوغ فکری است.
غزل ۲۱۷ - عاشقان نرد محبت چو به دلبر بازند
عاشقان نرد محبت چو به دلبر بازند
شرط عشق است که اول دل و دین دربازند ۱
آن چه جان دو جهان افکند آسان بگرو
نرد شوخی است که خوبان سمنبر بازند ۲
ز دیاری که ز یاد از همه میباید باخت
حکم ناز است که طایفه کمتر بازند ۳
بر سر داد محبت که حسابی دگرست
بیحسابست که تا سر بود افسر بازند ۴
نرد دعویست که چون عرصه شود تنگ آنجا
سروران افسر و بیپا و سران سر بازند ۵
بندی شش جهتم فرد چو آن مهرهٔ نرد
کش جدا در عقب عقده ششدر بازند ۶
هست در عشق قماری که حرج نیست در آن
گرچه بر روی مصلای پیامبر بازند ۷
محتشم نرد ملاقات بتان باعشاق
هست خوش خاصه کز افراط مکرر بازند ۸
شرط عشق است که اول دل و دین دربازند ۱
آن چه جان دو جهان افکند آسان بگرو
نرد شوخی است که خوبان سمنبر بازند ۲
ز دیاری که ز یاد از همه میباید باخت
حکم ناز است که طایفه کمتر بازند ۳
بر سر داد محبت که حسابی دگرست
بیحسابست که تا سر بود افسر بازند ۴
نرد دعویست که چون عرصه شود تنگ آنجا
سروران افسر و بیپا و سران سر بازند ۵
بندی شش جهتم فرد چو آن مهرهٔ نرد
کش جدا در عقب عقده ششدر بازند ۶
هست در عشق قماری که حرج نیست در آن
گرچه بر روی مصلای پیامبر بازند ۷
محتشم نرد ملاقات بتان باعشاق
هست خوش خاصه کز افراط مکرر بازند ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۶ - دی همایون خبری مژده دهانم دادند
گوهر بعدی:غزل ۲۱۸ - حسن روزافزون او ترسم جهان برهم زند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.