خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن بهمناسبت پیروزی و فتح سلطان نوشته شده است. در آن از شکست دشمنان، شادی دوستان، بهبودی بیماران، و آرامش پس از آشوب سخن گفته میشود. همچنین، به نقش دعا و عنایت الهی در این پیروزی اشاره شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق ادبی و تاریخی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از واژهها و استعارههای بهکاررفته نیاز به دانش پیشینهای از ادبیات فارسی دارد.
غزل ۲۱۵ - یک دلان خوش دلی از فتح سلطان یافتند
یک دلان خوش دلی از فتح سلطان یافتند
دشمنان سر باختند و دوستان جان یافتند ۱
مژده را شد بال و پر پیدا که موران ضعیف
قوت عنقا ز تشریف سلیمان یافتند ۲
رنج بیماران مرفوع الطمع را باد برد
کز مسیحا نسخهٔ پر فیض درمان یافتند ۳
ز آفتاب فتنه گشتند ایمن از دوران که باز
خویش را در سایه دارای دوران یافتند ۴
دست سلطان را قوی کردند ارباب دعا
فتنه را با ملک چون دست و گریبان یافتند ۵
کرد بی زحمت در انگشت سلیمان دست غیب
در سواد ملک آن خاتم که دیوان یافتند ۶
مرغ اقبالی که دیر از ناز میآمد فرود
آخر از نصرت تو را بر بام ایوان یافتند ۷
بر زمین بارند آمین بس که اهل آسمان
محتشم را بهر این دولت دعا خوان یافتند ۸
دشمنان سر باختند و دوستان جان یافتند ۱
مژده را شد بال و پر پیدا که موران ضعیف
قوت عنقا ز تشریف سلیمان یافتند ۲
رنج بیماران مرفوع الطمع را باد برد
کز مسیحا نسخهٔ پر فیض درمان یافتند ۳
ز آفتاب فتنه گشتند ایمن از دوران که باز
خویش را در سایه دارای دوران یافتند ۴
دست سلطان را قوی کردند ارباب دعا
فتنه را با ملک چون دست و گریبان یافتند ۵
کرد بی زحمت در انگشت سلیمان دست غیب
در سواد ملک آن خاتم که دیوان یافتند ۶
مرغ اقبالی که دیر از ناز میآمد فرود
آخر از نصرت تو را بر بام ایوان یافتند ۷
بر زمین بارند آمین بس که اهل آسمان
محتشم را بهر این دولت دعا خوان یافتند ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۱۴ - یک جهان شوخی به یک عالم حیا آمیختند
گوهر بعدی:غزل ۲۱۶ - دی همایون خبری مژده دهانم دادند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.