خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از بیوفایی و رنجهای عاشقانه خود میگوید. او یار را به بیوفایی، پنهانکاری و آزار متهم میکند و از رنجهایی که در رابطه عاشقانه متحمل شده، سخن میگوید. در نهایت، حقیقت رفتار یار برای او آشکار میشود.
محتوا شامل موضوعات عاشقانه پیچیده، احساسات عمیق و شکایت از رابطه است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ عاطفی و تجربه کافی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند بیوفایی و رنج عشق ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
غزل ۲۰۱ - بیوفا یارا وفا و یاریت معلوم شد
بیوفا یارا وفا و یاریت معلوم شد
داشتی دست از دلم دلداریت معلوم شد ۱
شد رقیبم خصم و گفتنی جانبت دارم نگاه
آخرم کشتی و جانب داریت معلوم شد ۲
بر دلم پر جوری از کین نهان کردی ولی
آن چه پنهان بود از پر کاریت معلوم شد ۳
گفتمت مستی ز جام حسن و خونم ریختی
آری آری زین عمل هشیاریت معلوم شد ۴
در قمار عشق خود را مینمودی خوش حریف
خوش حریفی از حریف آزاریت معلوم شد ۵
دوش میکردی دلا دعوی بیزاری یار
امشب ای معنی ز آه و زاریت معلوم شد ۶
این که میگفتی پشیمانم ز قتل محتشم
از تاسف خوردن ناچاریت معلوم شد ۷
داشتی دست از دلم دلداریت معلوم شد ۱
شد رقیبم خصم و گفتنی جانبت دارم نگاه
آخرم کشتی و جانب داریت معلوم شد ۲
بر دلم پر جوری از کین نهان کردی ولی
آن چه پنهان بود از پر کاریت معلوم شد ۳
گفتمت مستی ز جام حسن و خونم ریختی
آری آری زین عمل هشیاریت معلوم شد ۴
در قمار عشق خود را مینمودی خوش حریف
خوش حریفی از حریف آزاریت معلوم شد ۵
دوش میکردی دلا دعوی بیزاری یار
امشب ای معنی ز آه و زاریت معلوم شد ۶
این که میگفتی پشیمانم ز قتل محتشم
از تاسف خوردن ناچاریت معلوم شد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۰۰ - به رهی کان سفری سرو روان خواهد شد
گوهر بعدی:غزل ۲۰۲ - هیچ میگویی اسیری داشتم حالش چه شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.