خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر عاشقانه بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. او از جمال و زیبایی معشوق سخن می‌گوید که چنان است که حتی سایه‌اش بر آفتاب می‌افتد. شاعر از عشق و هجران معشوق رنج می‌برد و اضطراب و بی‌تابی خود را توصیف می‌کند.

محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که درک آن برای سنین پایین‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.

مشاهده کامل

غزل ۱۶۵ - نخواهم از جمال عالم آشوبت نقاب افتد

نخواهم از جمال عالم آشوبت نقاب افتد
که من دیوانه گردم بازو خلقی در عذاب افتد ۱

ز بس لطف من و اندام زیبایت عجب دارم
که دیبا گر بپوشی سایه‌ات بر آفتاب افتد ۲

اگر در خواب بینم پیرهن را بر تنت پیچان
تنم از رشگ آن بر بستر اندر پیچ و تاب افتد ۳

غنود آن نرگس و شد بر طرف غوغا ز هر گوشه
ز بد مستی که بزم آراید و ناگه به خواب افتد ۴

چسان پنهان کنم از همنشینان مهر مه‌روئی
که چون نامش برآید جان من در اضطراب افتد ۵

ز هجر افتادم از دریوزه وصلش چو گمراهی
که جوید آب و با چندین مشقت در سراب افتد ۶

ندارد محتشم تاب نظر هنگام لطف او
معاذالله اگر بر من نگاهش از عتاب افتد ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۴ - چو تو را به قصد جولان سم بادپا بجنبد
گوهر بعدی:غزل ۱۶۶ - دلی دارم که از تنگی درو جز غم نمی‌گنجد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.