خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به توصیف حضور و رفتن یک شخصیت جذاب و پرتلاطم میپردازد. او با هیاهو و زیبایی میآید و میرود، شهر را به هم میریزد و تأثیری آتشین بر جای میگذارد. شاعر از غمزههای او سخن میگوید و اینکه چگونه این شخصیت در میان او و معشوقش پیامی را انتقال داده است. در نهایت، شاعر از ناتوانی خود در درک کامل این شخصیت و تأثیرش میگوید.
این متن دارای مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای شعری نیاز به درک ادبی بالاتری دارد که مناسب سنین نوجوانی به بالا است.
غزل ۱۳۳ - خاست غوغائی و زیبا پسری آمد و رفت
خاست غوغائی و زیبا پسری آمد و رفت
شهر برهم زده تاراج گری آمد و رفت ۱
تیغ بر کف عرق از چهرهفشان خلق کشان
شعلهٔ آتش رخشان شرری آمد و رفت ۲
طایر غمزهٔ او را طلبیدم به نیاز
ناز تا یافت خبر تیز پری آمد و رفت ۳
مدعی منع سخن کرد ولیکن به نظر
در میان من و آن مه خبری آمد و رفت ۴
وقت را وسعت آمد شد اسرار نبود
آن قدر بود که پیک نظری آمد و رفت ۵
قدمی رنجه نگردید ز مصر دل او
به دیار دل ما نامه بری آمد و رفت ۶
محتشم سیر نچیدم گل رسوائی او
کاشنایان به سرم پرده دری آمد و رفت ۷
شهر برهم زده تاراج گری آمد و رفت ۱
تیغ بر کف عرق از چهرهفشان خلق کشان
شعلهٔ آتش رخشان شرری آمد و رفت ۲
طایر غمزهٔ او را طلبیدم به نیاز
ناز تا یافت خبر تیز پری آمد و رفت ۳
مدعی منع سخن کرد ولیکن به نظر
در میان من و آن مه خبری آمد و رفت ۴
وقت را وسعت آمد شد اسرار نبود
آن قدر بود که پیک نظری آمد و رفت ۵
قدمی رنجه نگردید ز مصر دل او
به دیار دل ما نامه بری آمد و رفت ۶
محتشم سیر نچیدم گل رسوائی او
کاشنایان به سرم پرده دری آمد و رفت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۳۲ - با رقیب آمد و این غمکده را در زد و رفت
گوهر بعدی:غزل ۱۳۴ - چابکسواری آمد و لعبی نمود و رفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.