خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از جدایی و رنج ناشی از دوری معشوق میگوید. او از درد غربت، بیتفاوتی معشوق، و رنجهای عاطفی خود سخن میگوید. رقیب نیز سعی در آزار او دارد، اما در نهایت، شاعر تنها میماند و حتی طبیب نیز از درمان او ناامید میشود. متن با تصویری از امیدواری کوتاه و سپس ناامیدی پایان مییابد.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیدهای مانند غم جدایی، ناامیدی، و رنج عشق است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات شعری کلاسیک نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۱۲۵ - فغان که همسفر غیر شد حبیب و برفت
فغان که همسفر غیر شد حبیب و برفت
مرا گذاشت درین مملکت غریب و برفت ۱
چو گفتمش که نصیبم دگر ز لعل تو نیست
گشود لب به تبسم که یا نصیب و برفت ۲
چو گفتمش که دگر فکر من چه خواهد بود
به خنده گفت که فکر رخ حبیب و برفت ۳
چو گفتمش که مرا کی ز ذوق خواهد کشت
نوید آمدنت گفت عنقریب و برفت ۴
رقیب خواست که از پا درآردم او نیز
مرا نشاند به کام دل رقیب و برفت ۵
نشست برتنم از تاب تب عرق چندان
که دست شست ز درمان من طبیب و برفت ۶
ز دست محتشم آن گل کشد دامن وصل
گذاشت خواری هجران به عندلیب و برفت ۷
مرا گذاشت درین مملکت غریب و برفت ۱
چو گفتمش که نصیبم دگر ز لعل تو نیست
گشود لب به تبسم که یا نصیب و برفت ۲
چو گفتمش که دگر فکر من چه خواهد بود
به خنده گفت که فکر رخ حبیب و برفت ۳
چو گفتمش که مرا کی ز ذوق خواهد کشت
نوید آمدنت گفت عنقریب و برفت ۴
رقیب خواست که از پا درآردم او نیز
مرا نشاند به کام دل رقیب و برفت ۵
نشست برتنم از تاب تب عرق چندان
که دست شست ز درمان من طبیب و برفت ۶
ز دست محتشم آن گل کشد دامن وصل
گذاشت خواری هجران به عندلیب و برفت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۴ - بعد چندین انتظار آن مه به خاک ما گذشت
گوهر بعدی:غزل ۱۲۶ - ناله چندان ز دلم راه فلک دوش گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.