خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، زیبایی و جذابیت معشوق را توصیف میکند و از عشق و شیفتگی شاعر به او سخن میگوید. شاعر از زیبایی بینظیر معشوق و تأثیر عمیق او بر خود و جهان اطراف میسراید. همچنین، اشاراتی به مفاهیمی مانند جنون عاشقانه، پشیمانی، و عظمت معشوق دارد.
این شعر حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند تا به درستی درک شوند.
غزل ۱۲۳ - خاطری جمع ز شبه آن که تو میدانی داشت
خاطری جمع ز شبه آن که تو میدانی داشت
کاینقدر حسن بیک آدمی ارزانی داشت ۱
حسن آخر به رخ شاهد یکتای ازل
عجب آیینهای از صورت انسانی داشت ۲
دهر کز آمدنت داشت به این شکل خبر
خندهها بر قلم خوش رقم مانی داشت ۳
وهم کافر شده حیران تو گفت آن را نیز
که نه هرگز نگران گشت و نه حیرانی داشت ۴
ماه را پاس تو در مشعله گردانی بست
مهر را بزم تو در مجمره سوزانی داشت ۵
زود بر رخصت خود کلک پشیمانی راند
شاه غیرت که دل از وی خط ترخانی داشت ۶
خونم افسوس که در عهد پشیمانی ریخت
که نه افسوس ز قتلم نه پشیمانی داشت ۷
محتشم از همهٔ خوبان سر زلف تو گرفت
در جنون بس که سر سلسلهٔ جنبانی داشت ۸
کاینقدر حسن بیک آدمی ارزانی داشت ۱
حسن آخر به رخ شاهد یکتای ازل
عجب آیینهای از صورت انسانی داشت ۲
دهر کز آمدنت داشت به این شکل خبر
خندهها بر قلم خوش رقم مانی داشت ۳
وهم کافر شده حیران تو گفت آن را نیز
که نه هرگز نگران گشت و نه حیرانی داشت ۴
ماه را پاس تو در مشعله گردانی بست
مهر را بزم تو در مجمره سوزانی داشت ۵
زود بر رخصت خود کلک پشیمانی راند
شاه غیرت که دل از وی خط ترخانی داشت ۶
خونم افسوس که در عهد پشیمانی ریخت
که نه افسوس ز قتلم نه پشیمانی داشت ۷
محتشم از همهٔ خوبان سر زلف تو گرفت
در جنون بس که سر سلسلهٔ جنبانی داشت ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۲۲ - بس که مجنون الفتی با مردم دنیا نداشت
گوهر بعدی:غزل ۱۲۴ - بعد چندین انتظار آن مه به خاک ما گذشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.