خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، زیبایی و جذابیت معشوق را توصیف میکند و بیان میدارد که هیچ چیز در جهان به پای او نمیرسد. شاعر از مو، قد، نگاه و سخن معشوق به عنوان بینظیر یاد میکند و حتی بدخویی او را نیز بخشی از جذابیتهایش میداند. در نهایت، شاعر خود را همچون سگ کوی معشوق میداند و آرزوی نزدیکی به او را دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارند.
غزل ۱۱۸ - آینهٔ جان به جز آن روی نیست
آینهٔ جان به جز آن روی نیست
سلسلهٔ دل به جز آن موی نیست ۱
رخ اگر اینست که آن ماه راست
روی دگر ماه و شان روی نیست ۲
قد اگر این است که آن سرور است
سرو سهی را قد دلجوی نیست ۳
نگهت اگر نگهت گیسوی اوست
یک سر مو غالیه را بوی نیست ۴
گر سخن اینست که او میکند
در همهٔ عالم دو سخنگوی نیست ۵
خوی بد از فتنهگریهای اوست
یار به از دلبر بدخوی نیست ۶
محتشم از جان چو سگ کوی اوست
آه چرا بر سر آن کوی نیست ۷
سلسلهٔ دل به جز آن موی نیست ۱
رخ اگر اینست که آن ماه راست
روی دگر ماه و شان روی نیست ۲
قد اگر این است که آن سرور است
سرو سهی را قد دلجوی نیست ۳
نگهت اگر نگهت گیسوی اوست
یک سر مو غالیه را بوی نیست ۴
گر سخن اینست که او میکند
در همهٔ عالم دو سخنگوی نیست ۵
خوی بد از فتنهگریهای اوست
یار به از دلبر بدخوی نیست ۶
محتشم از جان چو سگ کوی اوست
آه چرا بر سر آن کوی نیست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۷ - درین کز دل بدی با من شکی نیست
گوهر بعدی:غزل ۱۱۹ - تیر او تا به سرا پردهٔ دل ماوا داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.