خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق، هجران، بیثباتی و رنجهای عاطفی خود میگوید. او از فرار معشوق و احساس تنهایی در غیاب یار سخن میراند، اما در عین حال با وجود محرومیت، شادی خود را از گمان دیگران دربارهٔ وصلت بیان میکند. در پایان، با اشاره به فرهاد و خسرو، بر شدت عشق و فداکاری خود تأکید میکند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده مانند عشق، هجران و مفاهیم نمادین (مانند فرهاد و خسرو) است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
غزل ۸۹ - آن چه هر شب بگذرد از چرخ فریاد منست
آن چه هر شب بگذرد از چرخ فریاد منست
و آن چه آن مه را به خاطر نگذرد یاد منست ۱
آن چه بر من کارها را سخت میسازد مدام
بیثباتیهای صبر سست بنیاد منست ۲
عشق میگوید ز من قصر بلا عالی بناست
هجر میگوید بلی اما بامداد منست ۳
میگریزد صید از صیاد یارب از چه رو
دایم از من میگریزد آن که صیاد منست ۴
من ز در بیرون و اهل بزم اندر پیچ و تاب
کان پری را چشم بر در گوش برداد منست ۵
امشبم محروم ازو اما بسی شادم که غیر
این گمان دارد که او در وحدت آباد منست ۶
از شعف هر دم که نظم محتشم سنجید و گفت
آن که خواهد گور خسرو کند فرهاد منست ۷
و آن چه آن مه را به خاطر نگذرد یاد منست ۱
آن چه بر من کارها را سخت میسازد مدام
بیثباتیهای صبر سست بنیاد منست ۲
عشق میگوید ز من قصر بلا عالی بناست
هجر میگوید بلی اما بامداد منست ۳
میگریزد صید از صیاد یارب از چه رو
دایم از من میگریزد آن که صیاد منست ۴
من ز در بیرون و اهل بزم اندر پیچ و تاب
کان پری را چشم بر در گوش برداد منست ۵
امشبم محروم ازو اما بسی شادم که غیر
این گمان دارد که او در وحدت آباد منست ۶
از شعف هر دم که نظم محتشم سنجید و گفت
آن که خواهد گور خسرو کند فرهاد منست ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۸ - منتظری عمرها گر بگذاری نشست
گوهر بعدی:غزل ۹۰ - دوست با من دشمن و با دشمن من گشته دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.