خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن از عشق و ارادت خود به دوست و خدا سخن می‌گوید. او از دنیا و مادیات بی‌نیاز است و تنها وصال دوست را می‌طلبد. شاعر به عشق و معنویت گرایش دارد و از هرگونه تظاهر و فرار از حقیقت دوری می‌کند. او به جایگاه والای خود در نزد خداوند و عشق به دوست اشاره می‌کند و از گناهان خود آگاه است، اما از خداوند طلب بخشش می‌کند.

این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و معنوی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده‌ی ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

مشاهده کامل

غزل ۵۳ - منم که گوشه ی میخانه خانقاه من است

منم که گوشهٔ میخانه، خانقاهِ من است
دعایِ پیرِ مُغان، وِرْدِ صُبْحگاهِ من است ۱

گَرَم ترانهٔ چنگ صَبوح نیست چه باک
نوایِ من به سَحَر، آهِ عُذْرخواهِ من است ۲

ز پادشاه و گِدا، فارِغم بِحَمْدِالله
گِدایِ خاکِ دَرِ دوست، پادشاهِ من است ۳

غَرَض زِ مَسْجِد و مِیخانه‌ام، وِصالِ شماست
جُز این خیال ندارم، خُدا، گُواهِ من است ۴

مَگَر به تیغِ اَجَل، خیمه بَرکَنَم ور نی
رَمیدن از دَرِ دولت، نه رَسْم و راهِ من است ۵

از آن زَمان که بر این آسْتان نَهادم روی
فَرازِ مَسْنَدِ خورشید، تِکْیِه‌گاهِ من است ۶

گُناه اگرچه نبود اختیارِ ما، «حافظ»!
تو در طریقِ اَدَب باش، گو گُناهِ من است ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۲ - روزگاریست که سودای بتان دین من است
گوهر بعدی:غزل ۵۴ - ز گریه مردم چشمم نشسته در خون است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.