خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از زبان عاشق به معشوق خطاب شده و از ناز و غفلت معشوق شکایت دارد. شاعر از صبر و تحمل خود میگوید و از معشوق میخواهد که از تکبر و ناز دست بردارد. همچنین، از می و بزم انس سخن میگوید و از بار تکبر معشوق بر خلق شکایت میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات بهکاررفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی برای درک دارند.
غزل ۷۳ - خط ز رخت سر کشید سرکشی ای گل بس است
خط ز رخت سر کشید سرکشی ای گل بس است
وقت نوازش رسید ناز و تغافل بس است ۱
نخل تو شد میوهٔ ریز از تو ندیدم بری
جامه چو گل میدرم صبر و تحمل بس است ۲
در ره مرغ دلم حلقه مکن زلف را
بر سر سرو قدت حلقهٔ کاکل بس است ۳
سایه ز خود گو ببر غیر تو گر خود هماست
چتر همایون گل بر سربلبل بس است ۴
تا ز نشاط افکنم غلغله در بزم انس
از می نابم به گوش یک دو سه غلغل بس است ۵
چند کشی محتشم بار تکبر ز خلق
پشت تحمل خمید عجز تنزل بس است ۶
وقت نوازش رسید ناز و تغافل بس است ۱
نخل تو شد میوهٔ ریز از تو ندیدم بری
جامه چو گل میدرم صبر و تحمل بس است ۲
در ره مرغ دلم حلقه مکن زلف را
بر سر سرو قدت حلقهٔ کاکل بس است ۳
سایه ز خود گو ببر غیر تو گر خود هماست
چتر همایون گل بر سربلبل بس است ۴
تا ز نشاط افکنم غلغله در بزم انس
از می نابم به گوش یک دو سه غلغل بس است ۵
چند کشی محتشم بار تکبر ز خلق
پشت تحمل خمید عجز تنزل بس است ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۲ - آهوی چشم بتان چشم تو را نخجیر است
گوهر بعدی:غزل ۷۴ - از اشگ گرم چشم ترم کان آتش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.