خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، احساسات شاعر را درباره عشق، غیرت، و رنجهای ناشی از آن بیان میکند. شاعر از سوختن دل در آتش عشق و غیرت سخن میگوید و از رقیب و احساس حسرت یاد میکند. تصاویری مانند شمع، نقاش، و آتش برای توصیف این احساسات به کار رفتهاند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند غیرت و حسرت نیاز به سطحی از بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۵۶ - داغ بر دست خود آن شوخ چو در صحبت سوخت
داغ بر دست خود آن شوخ چو در صحبت سوخت
غیر در تاب شد و جان من از غیرت سوخت ۱
صورت شمع رخش بر در و دیوار کشید
کلک نقاش دل خلق به این صورت سوخت ۲
خواستم پیش رخش چهره بشویم به سرشک
آب در دیدهام از گرمی آن طلعت سوخت ۳
غیر را خواست کند گرم زد آتش در من
هر یکی را به طریق دگر از غیرت سوخت ۴
ذوق کردم چو شب آمد به وثاق تو رقیب
که مرا دید به پهلوی تو و ز حسرت سوخت ۵
شعلهٔ آتش سودای رقیبم امشب
گشت معلوم زداغی که به آن رحمت سوخت ۶
محتشم یافت که فهمیدی و خاطر خوش یافت
غیر کم حوصله چون داغ پی غیبت سوخت ۷
غیر در تاب شد و جان من از غیرت سوخت ۱
صورت شمع رخش بر در و دیوار کشید
کلک نقاش دل خلق به این صورت سوخت ۲
خواستم پیش رخش چهره بشویم به سرشک
آب در دیدهام از گرمی آن طلعت سوخت ۳
غیر را خواست کند گرم زد آتش در من
هر یکی را به طریق دگر از غیرت سوخت ۴
ذوق کردم چو شب آمد به وثاق تو رقیب
که مرا دید به پهلوی تو و ز حسرت سوخت ۵
شعلهٔ آتش سودای رقیبم امشب
گشت معلوم زداغی که به آن رحمت سوخت ۶
محتشم یافت که فهمیدی و خاطر خوش یافت
غیر کم حوصله چون داغ پی غیبت سوخت ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵ - آن که آیینهٔ صنع از روی نیکوی تو ساخت
گوهر بعدی:غزل ۵۷ - هلالی بودی اول صد بلند اختر هوادارت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.