خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از درد هجران، اضطراب، و ناامیدیهای زندگی سخن میگوید. او از روزگار ناسازگار و نیرنگهای زمانه شکایت دارد و به عشق ناکام و تأثیر آن بر روح و جان خود اشاره میکند. همچنین، از تأثیر بوی معشوق و مستی ناشی از آن یاد میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه و غمانگیز است که درک آن به بلوغ عاطفی و تجربههای زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۵۳ - چو هجر راه من تشنه در سراب انداخت
چو هجر راه من تشنه در سراب انداخت
سکون سفینه به گرداب اضطراب انداخت ۱
فلک ز بد مددیها تمام یاران را
چو دست بست گلیم مرا در آب انداخت ۲
زمانه دست من اول به حیله بست آن گه
ز چهره شاهد مقصود را نقاب انداخت ۳
به جنبشی که نمود از نسیم کاکل او
هزار رشتهٔ جان را به پیچ و تاب انداخت ۴
گرفت محتشم از ساقی غمش جامی
که بوی او من میخواره را خراب انداخت ۵
سکون سفینه به گرداب اضطراب انداخت ۱
فلک ز بد مددیها تمام یاران را
چو دست بست گلیم مرا در آب انداخت ۲
زمانه دست من اول به حیله بست آن گه
ز چهره شاهد مقصود را نقاب انداخت ۳
به جنبشی که نمود از نسیم کاکل او
هزار رشتهٔ جان را به پیچ و تاب انداخت ۴
گرفت محتشم از ساقی غمش جامی
که بوی او من میخواره را خراب انداخت ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۲ - یگانهای در دل میزند به دست ارادت
گوهر بعدی:غزل ۵۴ - دور بر بسترم از هجر تو رنجور انداخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.