خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از دیدن معشوقی با چهرهای درخشان در خواب یاد میکند و از آتش عشق و اشکهای بیپایان خود مینالد. شعر پر از تصاویر شاعرانه مانند آتش سوزنده، دریای اشک، و طوفان است که همگی نشاندهندهی عمق احساسات و دردهای عاشقانهی او هستند.
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، موضوعات عشق و رنجهای ناشی از آن معمولاً برای نوجوانان و بزرگسالان جذابیت بیشتری دارد.
غزل ۴۱ - دیشبش در خواب دیدم با رخ چون آفتاب
دیشبش در خواب دیدم با رخ چون آفتاب
آن چنان فرخ شبی دیگر نمیبینم به خواب ۱
بسته آتشپارهٔ من تیغ و من حیران که چون
بسته باشد در میان آتش سوزنده آب ۲
خانهها در بادخواهد شد چه از دریای چشم
خیمهها بیرون زند خیل سرشگم چون حباب ۳
تا قضا بازار حسنت گرم کرد از دست تو
آنقدر در آتش افتادم که افتاد از حساب ۴
بحر اشک من که در طوفان دم از خون میزند
گر سحاب انگیز گردد خون ببارد از سحاب ۵
ریت از هم پیکرم تا چند پی در پی مرا
ماه سیمائی چو سیماب افکند در اضطراب ۶
محتشم مرغ دلم تا صید آن خونخواره شد
صد عقوبت دید چون گنجشک در چنگ عقاب ۷
آن چنان فرخ شبی دیگر نمیبینم به خواب ۱
بسته آتشپارهٔ من تیغ و من حیران که چون
بسته باشد در میان آتش سوزنده آب ۲
خانهها در بادخواهد شد چه از دریای چشم
خیمهها بیرون زند خیل سرشگم چون حباب ۳
تا قضا بازار حسنت گرم کرد از دست تو
آنقدر در آتش افتادم که افتاد از حساب ۴
بحر اشک من که در طوفان دم از خون میزند
گر سحاب انگیز گردد خون ببارد از سحاب ۵
ریت از هم پیکرم تا چند پی در پی مرا
ماه سیمائی چو سیماب افکند در اضطراب ۶
محتشم مرغ دلم تا صید آن خونخواره شد
صد عقوبت دید چون گنجشک در چنگ عقاب ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۰ - عجب گیرنده راهی بود در عاشق ربائیها
گوهر بعدی:غزل ۴۲ - ای زیر مشق سر خط حسن تو افتاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.