خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و غضب سخن میگوید و از احساسات شدید و آتشینی که در قلب شاعر شعله میکشد. شاعر از گناه و عصمت، هراس و اضطراب، و تاریکی و سیاهی درون خود میگوید. همچنین، اشارهای به یوسف و حسن دارد که نماد زیبایی و جذابیت هستند. در نهایت، شاعر از بیپناهی و تلاشهای بیثمر خود سخن میگوید.
این شعر دارای مضامین عمیق عاطفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند گناه، عصمت، و تاریکی درون نیاز به درک و تجربهٔ بیشتری دارد که معمولاً در سنین بالاتر حاصل میشود.
غزل ۳۰ - درهمی گرم غضب کرده نگاه که تو را
درهمی گرم غضب کرده نگاه که تو را
شعلهای آتشی افروخته آه که تو را ۱
در پیت رخش که گرمست که غرق عرقی
عصمت افکنده در آتش به گناه که تو را ۲
میرسی مظطرب از گر درهای یوسف حسن
دهشت آورده دوان از لب چاه که تو را ۳
مینماید که به قلبی زدهای یک تنه وای
در میان داشته آشوب سپاه که تو را ۴
تیره رنگست رخت یارب از الایش طبع
کرده آئینهٔ خود رنگ سیاه که تو را ۵
کز پناهت نشدی پاس خدا ای غافل
کوشش هرزه کشیدی به پناه که تو را ۶
گر نه در محتشم آتش زده بیراهی تو
شده آه که بلند و زده راه که تو را ۷
شعلهای آتشی افروخته آه که تو را ۱
در پیت رخش که گرمست که غرق عرقی
عصمت افکنده در آتش به گناه که تو را ۲
میرسی مظطرب از گر درهای یوسف حسن
دهشت آورده دوان از لب چاه که تو را ۳
مینماید که به قلبی زدهای یک تنه وای
در میان داشته آشوب سپاه که تو را ۴
تیره رنگست رخت یارب از الایش طبع
کرده آئینهٔ خود رنگ سیاه که تو را ۵
کز پناهت نشدی پاس خدا ای غافل
کوشش هرزه کشیدی به پناه که تو را ۶
گر نه در محتشم آتش زده بیراهی تو
شده آه که بلند و زده راه که تو را ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۹ - گر به تکلیف لب جام به لب سوده تو را
گوهر بعدی:غزل ۳۱ - حوصله کو که دل دهم عشق جنون فزای را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.