خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این غزل از عشق و دلباختگی سخن میگوید و از رنجهای عاشقی و حسد دیگران مینالد. او از معشوق خود شکایت دارد که با وجود کشتن دلش، هنوز امید به بازگشت دارد. همچنین، از پذیرفته شدن در نزد معشوق و سپس رد شدن میگوید و از عشق به عنوان نیرویی قدرتمند یاد میکند که حتی فلک را نیز تحت تأثیر قرار داده است.
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۶ - به دعوی آمده ترکی که صید خود کندم
به دعوی آمده ترکی که صید خود کندم
دل از تو میکنم ای بت خدا مدد کندم ۱
مرا تو کشتهای و بر سرم ستاده کسی
که یک فسون ز لبش زنده ابد کندم ۲
عجب که با همه عاشق کشی حسد نبری
که آن مسیح نفس روح در جسد کندم ۳
مرا زیاده ز حد کرده است با خود نیک
رسیده کار به آن هم که با تو بد کندم ۴
قبول خاطر او گشتهام به ترک درت
چنان نکرده قبولم که باز رد کندم ۵
فلک که سکه عشقش به نام من زده است
عجب که باز به عشق تو نامزد کندم ۶
چو محتشم خط آزادی از تو میگیرم
که او ز خیل غلامان به این سند کندم ۷
دل از تو میکنم ای بت خدا مدد کندم ۱
مرا تو کشتهای و بر سرم ستاده کسی
که یک فسون ز لبش زنده ابد کندم ۲
عجب که با همه عاشق کشی حسد نبری
که آن مسیح نفس روح در جسد کندم ۳
مرا زیاده ز حد کرده است با خود نیک
رسیده کار به آن هم که با تو بد کندم ۴
قبول خاطر او گشتهام به ترک درت
چنان نکرده قبولم که باز رد کندم ۵
فلک که سکه عشقش به نام من زده است
عجب که باز به عشق تو نامزد کندم ۶
چو محتشم خط آزادی از تو میگیرم
که او ز خیل غلامان به این سند کندم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵ - منم کز دل وداع کشور امن و امان کردم
گوهر بعدی:شماره ۳۷ - نخست آنکس که شد در بند انکار تو من بودم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.