خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از درد و رنج درونی خود میگوید و از بیتوجهی دیگران به حالش شکایت دارد. او اشاره میکند که کسی که خود هرگز درد نکشیده، چگونه میتواند درد دیگران را درک کند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و عرفانی است که درک آن برای سنین پایین ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به درد و رنج ممکن است برای مخاطبان جوان تر سنگین باشد.
دوبیتی ۲۹۰ - دل تو کی ز حالم با خبر بی
دل تو کی ز حالم با خبر بی
کجا رحمت به این خونین جگر بی ۱
تو که خونین جگر هرگز نبودی
کی از خونین جگرها با خبر بی ۲
کجا رحمت به این خونین جگر بی ۱
تو که خونین جگر هرگز نبودی
کی از خونین جگرها با خبر بی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:دوبیتی ۲۸۹ - شوم از شام یلدا تیرهتر بی
گوهر بعدی:دوبیتی ۲۹۱ - خوشا آندل که از غم بهرهور بی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.